تبليغاتX
href="javascript:history.go(0)"
onClick="javascript:this.style.behavior="url(#default#homepage)";this.setHomePage
("http://www.nazer17.blogfa.com");" TARGET="_self" style="text-decoration: none; font-weight:700">
Set your Home Page

پسر وسطی

پسر وسطی

قدم به دیده ی منت گذار که جا دارد ××× که خانه با قدم میهمان صفا دارد

هبوط

 

کشش زنجیرهایی از زمین

و جان شیفته ای در هوا

درگیراگیر این جذبه و شور

وجودی حبابی

هبوط می کند

 

+ نوشته شده در 2007/7/22ساعت توسط پسر تنها |

بعدن این پست تکمیل میشه الان  باید برم کار دارم ....... می بینمتون

من اومدم این پستو تکمیل کردم ولی جون خیلی ناراحت کننده بود وبعضی مسایل دیگه که بماند پاکش کردم  بابت  این موضوع از همه شما عذر میخوام.٪

+ نوشته شده در 2007/7/22ساعت توسط پسر تنها |

دیگه داره کم کم تموم میشه

آخرشه..... امروز هستم فردا شاید نباشم

نمیدونم سر قبر کسی که خودش رفتن رو انتخاب کرده کسی گریه میکنه یا نه؟

البته گریه بعد از مرگم زیاد برام مهم نیست

 

+ نوشته شده در 2007/7/22ساعت توسط پسر تنها |

میتوان


میتوان او را صدا زد


در کنار او نشست


نگاهش را صدایش را


از او دوزدید


آنگاه او را رهسپار سفر کرد


و به انتظار آمدنش همیشه نگاه بر آسمان کرد


و در کلافگی اننتظار نام او را با آواری بلند صدا زد.٪



با جمله این که مرگ پایان کبوتر نیست نه بهتر با جمله فروغ که پرواز را بخاطر بسپار پرنده مردنی است آخرین پستمو به پایان ببرم.٪م

 


 


+ نوشته شده در 2007/7/22ساعت توسط پسر تنها |

نظر یادتان نرود  باز نگم  هر که تبادل لینک می خواهد نظر بده

+ نوشته شده در 2007/7/21ساعت توسط پسر تنها |

سلام بر وبچ امروز دنبال یک قالب مشت می گردم بلد  بودید بگین ها

+ نوشته شده در 2007/7/21ساعت توسط پسر تنها |

           

+ نوشته شده در 2007/7/20ساعت توسط پسر تنها |

مهربونم با تمام وجود دوستت دارم

+ نوشته شده در 2007/7/20ساعت توسط پسر تنها |

 فلانی زندگی شاید همین باشد

+ نوشته شده در 2007/7/20ساعت توسط پسر تنها |

           

+ نوشته شده در 2007/7/20ساعت توسط پسر تنها |

در مشرق عشق دشت خورشيد تويي

در باغ نگاه ياس اميد تـويـي

در بين هزار پونه آنكس كه مرا

چون روح نسيم زود فهميد تويي

 

+ نوشته شده در 2007/7/18ساعت توسط پسر تنها |

+ نوشته شده در 2007/7/18ساعت توسط پسر تنها |

ارغوان، شاخه ي همخون جدا مانده ي من

 

آسمان تو چه رنگ است امروز

 

آفتابيست هوا يا گرفته است هنوز

 

من در اين گوشه كه از دنيا بيرون است

 

آسماني به سرم نيست

 

از بهاران خبرم نيست

 

…..

…….

ارغوان

 

اين چه رازيست كه هر بار بهار

 

با عزاي دل ما مي آيد

 


وقتیکه اعتماد من

 

از ریسمان سست عدالت آویزان بود

 

و در تمام شهر

 

قلب چراغ های مرا تکه تکه می کردند

 

وقتی که چشم های کودکانه عشق مرا

 

با دستمال تیره قانون می بستند

 

و از شقیقه های مضطرب آرزوی من

 

فواره های خون به بیرون می پاشید

 

وقتی که زندگی دیگر

 

چیزی نبود هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری

 

دریافتم باید باید باید

 

دیوانه وار دوست بدارم

 

(فروغ فرخزاد)

+ نوشته شده در 2007/7/18ساعت توسط پسر تنها |

سلام من بر گشتم

+ نوشته شده در 2007/7/18ساعت توسط پسر تنها |

Google Street Map - map-generator.net

کد آهنگ در وب نوا

کد آهنگ در وب نوا