هر وقت تنها شدی ستاره ها رو بشمار اگه کم اومد
قطره های بارون رو بشمار اگه بند اومد رو رفاقت
من حساب کن نه کم میاد نه بند میاد




+
نوشته شده در 2007/7/29ساعت توسط پسر تنها
|

خواستم عاشق شوم گفتند : گناه است
خواستم گریه کنم گفتند : کودکانه است
خواستم بخندم گفتند : دیوانه است
خواستم حرف بزنم گفتند : دروغگو است
حالا که هیچ نمی گویم می گویند:عاشق است
+
نوشته شده در 2007/7/29ساعت توسط پسر تنها
|

حالا می خوام براتون عکس بزارم
+
نوشته شده در 2007/7/28ساعت توسط پسر تنها
|

سلام این چند روز هر چه می خواستم حرف دلم رو بزنم نمی شد چون هر وقت پشت کامپیوتر می نشستم یکی با من بود . حالا تنها هستم . روز چهارشنبه رفتم کلاس زبان مثل همیشه تویی راه پله ایستاده بودیم با چند تا از همکلاسی هام. یکه دفعه یکی از دفتر موسسه بیرون امد نگاه کردم یکی از همکلاسی هایی قبلیم بود نخواستم جلو باقی به هش سلام کنم . اخه ...بود رفتم از پله ها پایین بهش سلام کردم خیلی ذوق زده شدم . دیگه نفهمیدم بهش چی می گفتم هنوز از زمانی که دیده دمش حس نمی دانم چتور بگم نه خوب و نه بد دارم چون بعد از یک سال دوباره دیدمش نمی دانم چی بهش بگم ...نامرد یا دوستت دارم
+
نوشته شده در 2007/7/28ساعت توسط پسر تنها
|

آه اگر روزی نگاه تو مونس چشمان من باشد
قلعه ی سنگین تنهایی چار دیوارش ز هم پاشد
آه اگر دستان خوب تو حامی دستان من باشد
قلعه ی سنگین تنهایی چار دیوارش ز هم پاشد
قلعه ی تنهایی مارا دیو در بندان خود کرده
خون ،چکد از ناخن این دیوار،جان به لب های من آورده
آه اگر روزی صدای تو گوشه ی آواز من باشد
قلعه ی سنگین تنهایی چار دیوارش ز هم پاشد
آه اگر دیروز برگردد لحظه ای امروز من باشد
قلعه ی سنگین تنهایی چار دیوارش ز هم پاشد
آه اگر دیروز برگردد لحظه ای امروز من باشد .................
آه..........
آه...........
وقتی قلبم دردشُ ، رو تن دریا می نوشت
التهاب یک شکست از عشق پروا می نوشت
وقتی تنها گوش حرفام باد بی حوصله بود
روی دست سرد قلبم داغ یک فاصله بود
وقتی مرگ آرزوم به چشم هیچکس نیامد
قاصدک پشت به من کرد و سراغم نیامد
تو کجا بودی ، کجا بودی کجا ؟
رو کدوم تخت غرور ، تو کدوم جشن صدا
تو کجا بودی وقتی از گریه چشام خاموش می شد
چادر سیاه شب رو زندگیم تن پوش می شد
جرم من ، وسعت عشقم ، رنگ ِ صاف بی ریایی
جرم من لذت طعم خواب خوشرنگ طلایی
+
نوشته شده در 2007/7/27ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/27ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/27ساعت توسط پسر تنها
|

آخه مگه حرفی زدم زخم زبونی من زدم
آره همش بهونه بود مساله یار دیگه بود
دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود
برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو
الهی صد ساله بشه عشق قشنگت عزیزم
اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری
که مثل من اسیر بشه آواره ار خونه بشه
منم یه قول بهت میدم یه روز فراموشت کنم
قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کنم
اگه یه روز خواستی گلم کسی رو نفرینش کنی
بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه
+
نوشته شده در 2007/7/27ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|


براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده
.
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.
براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن..
براي عشق خودت باش ولي خوب باش.
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

پیامبر اکرم (ص):هرکه عاشق بود وآنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد.
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

پیامبر اکرم (ص):هرکه عاشق بود وآنگاه عشق پنهان دارد و بر عشق بمیرد شهید باشد.
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

خورشید روز طلوع و غروب میکند
اما افتاب عشق غروب نیست و تو
پیوسته در آسمان جانم
میدرخشی
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

Only for you
Some say world will end in fire
Some say in ice. But I say
World will die in love1!
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

دوست واژه است واژه اي كه از لب فرشته ها چكيده است
دوست نامه است نامه اي كه از خدا رسيده است
نامه ي خدا هميشه خواندني ست
توي دفتر فرشته ها واژه ي قشنگ دوست
هميشه خواندني است.
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

کاش می دانستم بعد از مرگم اولین اشک از چشمان چه کسی جاری می شود
و آخرین سیاهپوش که مرا به فراموشی میسپارد چه کسی خواهد بود
+
نوشته شده در 2007/7/25ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

تنها موندم
چه قدر دوست داشتم امروز بعد از ظهر رو با دوستم-تموم زندگیم می گذروندم،ولی افسوس که او از با من بودن لذتی نمی بره. . ...
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

|
توسط:نازیلا |
|
سرت را خم كن، مي بيني كه چقدر من يخ زده ام با آتش مهرت كمي گرمم كن
|
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه
باخبر باش که من غرق گناهم هرشب!!
طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
دور از تو دگر چشم مرا نور نمانده است
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

فنا می شوم. آیا گنهکارم؟
می ترسم ... می ترسم ازاینکه روزی عشق و نفرت با هم بیامیزند
خدایا! مرا از گرداب تلخ چراها برهان
خدایا! به او بفهمان که نگرانی در چشم هایم بیداد می کند!
بگو چگونه در کوچه های خاکی دلواپسی گم شده ام ٬ بگو می خواهم پیدایم کند
خدایا این دو راهی تا به کی بر من پادشاهی خواهد کرد؟
به من بگو تا کجا باید برای اثبات هستی ام بدوم؟
بگو که اشتباه می کنم...
بگو هیچ طوفانی در راه نیست!

+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

فنا می شوم. آیا گنهکارم؟
می ترسم ... می ترسم ازاینکه روزی عشق و نفرت با هم بیامیزند
خدایا! مرا از گرداب تلخ چراها برهان
خدایا! به او بفهمان که نگرانی در چشم هایم بیداد می کند!
بگو چگونه در کوچه های خاکی دلواپسی گم شده ام ٬ بگو می خواهم پیدایم کند
خدایا این دو راهی تا به کی بر من پادشاهی خواهد کرد؟
به من بگو تا کجا باید برای اثبات هستی ام بدوم؟
بگو که اشتباه می کنم...
بگو هیچ طوفانی در راه نیست!

+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

به قد همه ی چشمای دنیا نگاه تو خریدارم همیشه
واسه عشقی که تنها به تو دارم توی تموم دلها جا نمیشه

+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

بازم دارم بچه میشم مثل قدیمای قدیم
مثل همون روزی که ما به این محله اومدیم
دوره ی هف سنگ سه قاپ دوره ی شوت یه ضرب و گل
رقص عزیز تیله ها طلوع هف رنگ یه پل
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
تنهاتر از همیشه ام به تو نمیشه راس نگفت
نمیشه این حقیقت رو راحت و بی هراس نگفت
تنها تر از همیشه ام از نفس افتاده ترین
بچه ی بچه ام هنوز ساده ترین ساده ترین
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
رفتی و بی تو کوچه اون کوچه ی آشنا نشد
بی تو محلمون پر از صدای بچه ها نشد
نها منم که کوچه رو مثل قدیما دوس دارم
منم که چارشنبه سوری فشفشه بیرون میارم
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
نظر یادت نره
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

بازم دارم بچه میشم مثل قدیمای قدیم
مثل همون روزی که ما به این محله اومدیم
دوره ی هف سنگ سه قاپ دوره ی شوت یه ضرب و گل
رقص عزیز تیله ها طلوع هف رنگ یه پل
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
تنهاتر از همیشه ام به تو نمیشه راس نگفت
نمیشه این حقیقت رو راحت و بی هراس نگفت
تنها تر از همیشه ام از نفس افتاده ترین
بچه ی بچه ام هنوز ساده ترین ساده ترین
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
رفتی و بی تو کوچه اون کوچه ی آشنا نشد
بی تو محلمون پر از صدای بچه ها نشد
نها منم که کوچه رو مثل قدیما دوس دارم
منم که چارشنبه سوری فشفشه بیرون میارم
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
نظر یادت نره
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

بازم دارم بچه میشم مثل قدیمای قدیم
مثل همون روزی که ما به این محله اومدیم
دوره ی هف سنگ سه قاپ دوره ی شوت یه ضرب و گل
رقص عزیز تیله ها طلوع هف رنگ یه پل
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
تنهاتر از همیشه ام به تو نمیشه راس نگفت
نمیشه این حقیقت رو راحت و بی هراس نگفت
تنها تر از همیشه ام از نفس افتاده ترین
بچه ی بچه ام هنوز ساده ترین ساده ترین
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
رفتی و بی تو کوچه اون کوچه ی آشنا نشد
بی تو محلمون پر از صدای بچه ها نشد
نها منم که کوچه رو مثل قدیما دوس دارم
منم که چارشنبه سوری فشفشه بیرون میارم
آخ ! اگه تو مونده بودی دنیا یه جور دیگه بود
کوچه به اون قشنگی که همین ترانه میگه بود
نظر یادت نره
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

دوستت دارم چون تنهاترين ستاره زندگي مني
دوستت دارم چون تنها ترين مصراع شعر مني
دوستت دارم چون تنها ترين فکر تنهايي مني
دوستت دارم چون زيباترين لخظات زندگي مني
دوستت دارم چون زيباترين روياي خواب مني
دوستت دارم چون زيباترين خاطرات مني
دوستت دارم چون به يک نگاه عشق مني ..
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

بی کس وتنهام ولی --------- تنهاییم عالمیست
تنهایی رنجیست عجیب ----------- اما دلم مایوس نیست

فردا از این دنیا میرم ---------- اما کسی پیشم نیست
مرده که تنها نمیشه ----------- مردن دوای تنهاییست

عاشقی رابر دلم بخشید ورفت
عشق رادر قلب من او دیدو رفت
من به یادش روز وشب سر می کنم
بی وفا اندوه مرا او دیدورفت
با سکوتش قلب من دیوانه تر شد
بی صدا از پیش من خندید ورفت
اشک باران شد زمین از رفتنش
اشک را در چشم من او دید ورفت
عشق را در چشم من باور نکرد
عشق را از قلب من او دید ورفت

یادگاری یادت نره
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

دیدی آخرش من و گذاشت و رفت
از زمین قلبم رو بر نداشت و رفت
دیدی آخرش منو دیوونه کرد
واسه رفتن همینو بهونه کرد

دیدی اون وعده هایی که رنگی بود
تمومش فقط واسه قشنگی بود
دیدی اون که دلم و بهش دادم
رفت و از چشمای نازش افتادم

دیدی اونی که می گفت مال منه
دم آخر نیومد سر بزنه
دیدی خط زد اسمم و از دفترش
رفت و فرصتی نداد تا بگردم دور سرش

دیدی اون نخواست برم به بدرقش
دیدی که باختم توی مسابقش
دیدی مهربونیا رو زد کنار
رفت و چشمام و گذاشت تو انتظار

دیدی رفت گذاشت به پای سرنوشت
گفت شاید ببینمت توی بهشت
دیدی بی خبر گذاشت و رفت و سفر
گفت بذار بمونه چشم اون به در

دیدی افتاد اسم من سر زبون
همشون گفتن به اون نامهربون
دیدی لااقل نزد به پنجره
که بهم خبر بده می خواد بره

دیدی رفت بدون هیچ سر و صدا
ولی من سپردمش دست خدا
دیدی بی خداحافظی روونه شد
دیدی آخرش من و تنها گذاشت

تشنه رو تو حسرت دریا گذاشت
یعنی رفته اونجا آشیان کنه
یا شاید می خواسته من رو امتحان کنه
دیدی حتی اون نگفت می ره کجا

چه بده رسمای روزگار ما
دیدی خواستمش ولی من و نخواست
اینم از بازیای دنیای ماست
حالا چند روزیه که بدون اون

چشم من خیره شده به آسمون
چه کنم خدا پشیمونش کنه
یا که مثل من پریشونش کنه
رفت و دیگه نمی یاد به شهر ما
بهتره بسپرمش دست خدا


+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

امروز ما هم خانه بدوش شدیم . فعلا خانه عموم هستیم نمی دانید چقدر از این مسئله بدم میاد هیچ جا خانه ادم نمی شه راستی .
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

دریچه ی چشمان آفتاب زیبا را
گشوده ای به چشم های تیره ی من
و هر پگاه
عاشقانه نگاهم می کند
به شیرینی جوباره های عسل
چونان شراب نهفته ی تاک های زیستن
در کام شادمان سینه ی من
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

گریه کنم يا نکنم قصه به انتها رسيد...
گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد
گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد
تو ميروي و آينه پر ميشود از بيكسي
از من سفر ميكني و به مرگ قصه ميرسي
ببين كه آب ميشود قطره به قطره قلب من
مرگ من و قصه ماست فاجعه جدا شدن
گريه كنم يا نكنم آخر ماجرا رسيد
گريه كنم يا نكنم قصه به انتها رسيد
تو جامهدان پر ميكني من خالي از جان ميشوم
يك لحظه در چشمم ببين ، ببين چه ويران ميشوم
بعد از تو با من چه كنم با من بيپناه من
كجاي شب پنهان شوم كجاي اين عاشقشكن
تو ميروي و جان من گور ترنم ميشود
خورشيدكي كه داشتم در شب من گم ميشود
چيزي نگو به آينه با رازقي حرفي نزن
براي بار آخرين تنها نگاهي كن به من
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

كاش مـي شــــــــــــــــد در كنـارت 
عاشـق و ديوانــــــــــــــــــــه بـودن 
بـا دل مســـــــــــــــــت و خرابـت
همدل وهــــــــم خانـه بـودن
كاش مـي شــــــــــــــــد در خيالـم 
خـواب ورويـــــــــــــــــاي توديـدن 
در دل شـب مســــــــــــــــت بــودن
چشـم زيبــــــــاي تـو ديـدن
كاش مـي شـد از نگاهـت
پل بـه دنيـاي دلـت زد 
مست چشمـــــــــان تـو بـود و 
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

بوسـه نـا غافلــــــــــت زد!
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

|
تقدیم به تو |
|

|
+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/24ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/23ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/23ساعت توسط پسر تنها
|

+
نوشته شده در 2007/7/23ساعت توسط پسر تنها
|
