یک حس خوب خواهانم
اوضاع این روزا خیلی قابل پیش بینی نیست برام یه مقدار سر در گم شدم و حتی کارهای ساده رو به سختی اتجام می دم. استاتوس اقامتم یک سال ازش مونده . و هنوز پیپری چاپ نکردم . هن.ز ا.ضاع قمر در عقرب هست. نمی دونم چه کاری ازم بر میاد . هر شب به سختی می خوابم و هر روز جس خستگی نمی زاره کارم رو بکنم از یه طرف فک می کنم ادوایزرم اصلا عین خیالش نیست شرایط من با این که چندبار باهاش صحبت کردم که بیا بنویسیم دیگه ولی هر روز یه ازمایش جدبد ازم می خواد ارمایشی که بازم همون چیزی رو ثابت می کنه که بقیه ارمایشات ثابت کردن . از دوازده ماه سال قشنگ 4 ماه رو مسافرت هست ساعت ده میاد و چهار میره . دنیا و اینده منم به یه طرفش هست کاش یه استاد با بخارتری داشتم. الان به پیپر از همیشه بیشتر نیاز دارم. نمی دونم چطور برگردم به یه روتین ارام که کارام رو بکنم و بیخیال شم و سخت نگیرم .